مسيح ذبيحى

172

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

در نزديكى يوش در كمر كوه يك سنگى مثل سنگ زغال به دست آمد . / 226 / وقتى كه امتحان كرديم زغال سنگ نبود . مىگويند در گچ سر معادن زغال سنگ بسيار است و زغال آنجا را به طهران مىبرند . بعد از آنكه از قريهء اوزسوسى گذشتيم داخل يك درّه شديم كه نيم فرسنگ عرض و يك فرسنگ امتداد داشت و رودخانه‌اى در سمت جنوب آن جارى بود . منبع اين رودخانه دامنهء شمالى كوه دماوند است و از يالو مىگذرد و نهرهاى متعدّد كه از كوههاى ما بين كوه دماوند و كوه شاهزاد جارى است داخل اين رودخانه مىشود و بدين واسطه رودخانهء نور رودخانهء خيلى عظيمى مىشود . بلده قريهء بزرگى است كه قريب يك هزار و دويست نفر جمعيّت دارد . در اين ده باغات و درختهاى چنار كهن بسيار است و خانه‌هاى آنجا از خانه‌هاى ساير دهات برترى دارد . در سمت شرقى قريه يك كوه سنگ سخت مرتفعى مثل ديوار واقع است و رودخانهء نور از وسط آن مىگذرد . اين رودخانه كم عرض است ، لكن عمق زياد دارد و آب آن جريان تند دارد . منزل يازدهم از بلده به چشمه شاهى راه اين منزل خيلى دور بود . صبح چهار ساعت به ظهر مانده حركت كرديم و هشت ساعتى از ظهر گذشته به چشمه شاهى رسيديم . دوازده ساعت تمام در راه بوديم . راه همه جا از كنار رودخانهء يالو مىرود . در يك فرسنگى بلده در سمت راست رودخانه دو قريه است موسوم به كمرو و بردو [ ن ] . در درّهء يالو كوه‌ها همه خشك است . در دو فرسنگى بلده از قريهء ميرده عبور نموديم . اين ده پنجاه خانوار رعيّت دارد و در دو هزار و پانصد ذرع ارتفاع از سطح دريا واقع شده است . از اين ده به سمت جنوب شرقى درّه / 227 / كه نظر مىاندازى در پنج فرسنگى قلّهء برفى دو كوه نمايان است . اراضى اين درّه اطراف رودخانه همه محل زراعت است . در انتهاى ده به قريهء يالو رسيديم . يالو ده معتبرى است و يك كاروانسرا دارد . جمعيّت آنجا يكصد و پنجاه خانوار است . در يالو قاطر زياد ديديم كه به بلده مىرفتند و از آنجا براى حمل زغال به جنگل كجور مىروند . ماليات سوزاندن جنگل سالى دو تومان است . هر كس كه ماليات مىدهد و اجازه دارد داخل جنگل مىشود و از هر محل جنگل كه ميل داشته باشد مىسوزاند و زغال مىكند و كسى مانع نمىشود و جنگلى را كه مىسوزاند به جاى آن درختى غرس